¤ اول مرسی از اینکه همه قیافه ی منُ مهربونُ گلُ سنبل دیدیــن 
ولی جدا ٬ کشته مرده ی اون جزییات گفتنتون شدم ![]()
و امـا من : یه دخـتر ۴۵ کیلویی و ۱۶۰ سانتیمتری ... به عبارتی کبریت نما ![]()
یه صورت استخونی... موهای مشکی بین لخت و حالت دار تا شونه ام ... ![]()
چشمای شهلا ..ببخشید... منظورم دُرُشـته ...!!رنگـش هم قهـوه ای نسبتا روشنه ![]()
ابروهای باریک و کوتاه ... بینی هم خوب رو صورتم نشسته ... ( نه ... واقعا تو پیش خودت چی فک کردی؟؟ فک کردی اگه دماغم کج و معوج باشه ... شونصدتا قوز هم داشته باشه ... یه سوراخش دو برابره اون یکی سوراخه باشه.... میام اینجا همه رو میگم ؟؟؟ ...خُ اشتباه میکنی دیگه عجیج من
)
دیگه اینکه پوستم هم تیره ست ... !!! البته همچنان واسه بیشتر تیره شدنش در تلاشیم ... !!!
لبام هم عضو مورد علاقه ی دوستانُ فکُ فامیلمه ...گوشتی و به قوله "گل پسرم" خوش فُـرمه![]()
¤ در کل یکی منُ نشناسه ٬ قیافه م رو ببینه فک میکنه یه دختر بد اخلاقُ فیس ُ افاده ای هستم
( اینا رو معمولا دوستان بعد از آشنایی بهم میگن
)
اخلاقم هم: تا بگی خوش اخلاقم ... همیشه خندونم مگه اینکه سر درد داشته باشم ![]()
خیلی شیطونم ... ورجه وُُُُورجه ام زیاده ... اگه یه روز خونه نباشم ٬ مامانم افسردگیه حاد میگیره 
فک میکنم به اندازه ی کافی خودمُ وصف کردم ... بهتره وارده جزییات نشم 
¤ و امـا وجه تشابه من با کفــشدوزک !!! ... تو هیچ وقت دلت میاد کفشدوزکُ مثه پشه اذیت کنی؟؟؟
یا نه .... وقتی میبینیش با لطافت باهاش برخورد میکنی؟؟... لبخند میزنی .... و از دیدنش لذت میبری ... !!!
آفرین ... !!! میدونستم که دوست خودمی ![]()
نیــمیــخوام اصلاااااااا .... یالله بگو بینم تو ذهنـت از من چه تصـوٌری داری ؟؟ ![]()
یه روز خانوم معلمه از یه بچه تخسه میپرسه:
اگه 3تا گنجیشک
رو درخت باشه، یکی رو با تفنگ بکشیم ،چندتا میمونه؟؟
بچه هه میگه: خب ...هیچی نمیمونه...چون همه میپرن!![]()
خانوم معلمه میگه: نه...جوابت اشتباه بود..دوتا گنجیشک باقی میمونه..ولی با جوابت حال کردم![]()
بچه هه میگه: خانوم؟؟ حالا شما به سوال من جواب بدید
اگه 3تا خانوم تو خیابون بستنی دستشون باشه، یکیشون لیس بزنه،یکی میک بزنه،یکی گاز بزنه...
کدوم ازدواج کرده؟؟؟
معلمه میگه: خب
..معلومه دیگه..اونی که میک میزنه !!!![]()
بچه هه میگه : نه دیگه... جوابتون اشتباه بود....اونی که حلقه دستشه ازدواج کرده....!!![]()
ولی ایول ..منم با جوابتون حال کردم...![]()
سلام ... !!!
خوبین همگی انشاا... ؟؟؟ ![]()
خُ منم خوبم ... ولی باهاتون قهرم ... چرا هیچکی به جک پست قبلم نخندید
!!
بی ذوقاااااااا ... اگه دیگه برات جک تعریف کردم
!!! تازه یکی هم امروز شنیدم..آخره خنده بود...
خودتون رو هم بکشین بهتون نمیگم ![]()
سریع السیر اومدم بازی کنمُ برم ... زیگ زاگ جونم منو دعوت کرده !!! ![]()
بازیشم اینه که باید ۱۰تا چیزی که دوس دارمُ ندارمُ بگم
...
چقده خسیسنننننننننن... آخه این همه چیز... من چطوری ۱۰تا سلکت کنم ؟؟ ![]()
چیزایی که دوست دارم :
۱. خـدا !
۲.گل پسر و تمام خانواده ام ُ ویولن ام ! !
۳.لوازم آرایش. عطر . دوربین عکاسیم... ساعت ... کتونی .... اسپریت....نایک ..... و ...... ![]()
۴. کامپیوترمُ دوستای مجازیمُ وبلاگ ها !فیلم دیدنُ کتاب خوندن ... !
۵.گل رز !!!
۶.تو جمع دوستانه بودنُ هرهر و کرکر کردن !
۷.هدیه دادن و هدیه گرفتن
!
۸.تو جای پر از سکوت خوابیدن (جزء آرزوهای منه
)
۹.کباب کثیفُ اخته آلوچه های قرمز فرحزاد
!
۱۰. خودم ! ![]()
تنفرات:
۱. دروغ. خیانت . تلخی . اخم . بی رحمی . تهدید. فشار . استرس....
۲.بوی قورمه سبزی و ماهی !
۳.اگه مردی برقصه
(خُ خوشم نمیاد آقایون برقصن ... چندشم میشه )
۴.آدمای مست ...
۵.جاروبرقی...دارچین... دست پخت یه غریبه ... سوسک بالدار قهوه ای ... !
۶.متلک توی خیابون !!!
۷.وقتی حال ندارم یکی هی بپیچه بهم ...!!!
۸.DeleTe.
۹.بُغضی که نباید شکسته بشه ولی میشه .... !
۱۰.اپلاسیون
!
*****************************************
ٌْ*منم تمام پیوندام رو به این بازیه ۱۰تایی دعوت میکنم .... !!! اون کسی هم که این بازی رو ابداع کرد خیلی خسیس بود.... آخه ۱۰ تا به کجای آدم میرسه ؟؟ ![]()
*به این آدرس رفتین ؟؟؟ ببینین دختر کوشولوی من چی کرده
!!!پاپیون کوچولو !
*خداپچ ![]()
![]()
![]()
آخه ببینین دخـتر کوچولوی 11ساله ی من چقدر ناز مینویسه !!!!![]()
![]()
***********************************
¤ دخترعمه م که یه دختر کوچولو و شر و شیطونه دبستانیه و در همسایگی ما قرار داره، کله ی سحر اومده خونه مون یه پوسترم دستشه...
پوستر گلزار رو محکم تو بغلش گرفته و تند تند ماچش میکنه و میگه این عــقششششش منه
.
.
.
بعد از ظهر که اومدم خونه
دیدم تو راپله با قیافه ی مشکوکی نشسته....
گفتم : آوااااا ... داری چی کار میکنی ؟؟
پوسترُ نشون دادُ گفت : هیسسسسسسسس
...منم یه چشمک زدمُ به کسی نگفتم که چه بلایی سر عشق بدبختش در آورد !!! عمرا گلزارخودش رو تا آخر عمر اونجوری ببینه ...![]()
البته این کمترین کاریه که میشه از آوا انتظار داشت....
سر فرصت گندهای طلاییش رو براتون تعریف میکنم...![]()
¤ صبح رفتم کتابخونه ...
اگه احتیاج به تفریح و پارک و سینما دارین تشریف بیارین به این کتابخونه ای که من میرم
دو نفر کنار من نشسته ن .... باور نمیکنین که چقد خوردن...چقد خوردن...چقد خوردن...
اول چیبس ُ قرچ قرچ میخوردن ... بعد از چیبس یه ظرف پُر میوه ، وایییییی از بوی خیار نگممممممم که هر لحظه ممکن بود بچه م بیفته ( اولین کاری که اومدم خونه کردم یه خیار برداشتم خوردم ) بعد هم ساندویچ ....
ووووووواااااااای....بعدی که آب دهنم رو همچون سیلی روانه کرد برنج سرخ کرده بود....امیدوارم سر دشمنتون هم نیاد....![]()
بعد که مواد غذاییشون ته کشید تصمیم گرفتن یکم باهم صحبت کنن
: ا ِه ... میدونی اون پسره که با سحر بود همزمان با مینو هم بود؟؟
: ووووووووای؟؟ واقعا؟؟؟ نه...نمیدونستم... اونا که خیلی عاشق و معشوق بودن.فک کنم....
: نمیدونم... حتما باید چیزی بینشون باشه . مگه میشه 2-3 سال با پسره دوست باشه و هیچ کاری نکرده باشه؟؟
-
: وایییییی ....فرزانه.چقد چاق شدی
: اِه؟؟ راست میگی؟؟؟ خداروشکر... آخه داوود چاق دوست داره ![]()
:امتحانات رو خوب دادی ؟؟
: بد ندادم ...فقط فیزیک رو 5 میشم... ولی معلمه اگه یه 5نمره بهم بده قبول میشم
-------
فک نکنم چیزی باشه که اینا درموردش صحبت نکرده باشن...!!! دلتون نخواد یه ۴ ساعتی رو مخم اسب سواری کردن![]()
¤شام واسه بابام کباب لقمه درست کردم... ولی باید تو اسمش تجدید نظر بشه !!!
کباب انگشتی مناسبتره![]()
¤ فیلم سوویینی تاد رو دیدم.... آی فـــــــاز داد !!!![]()
¤ یـارو يه آينه رو زمين پيدا مي كنه. برش مي داره، عكسش مي افته توش، ميگه: ببخشيد نمي دونستم مال شماست! =))) =))) =))))
¤ يارو لنگ بوده با کشتي ميره سفر...وقتي برميگرده رفيقش ميگه خب سفر خوش گذشت؟؟ ميگه نه بابا همش استرس داشتم هي مي گفتن لنگرو بندازين تو آب ...![]()
=))
¤ خداپچ ویت لاو !!![]()