پ.ن : فک کنین میم ۱۹-۲۰ سالشه...دختره ۱۶-۱۷ سالشه !!!
¤ یکی از دوستانمون از دانمارک اومده بودن ... که این خانم٬ دو تا پسر بچه ی شیطون و دوست داشتنی هم داشت ... !!! ..... هر چند دقیقه یه بار ازم می پرسیدن : کفشدوزک خانم ؟؟ شما بوی فرند دارین ؟؟؟ ... کفشدوزک خانم شما هنوز عروسی نکردین ؟؟؟ ....... کفشدوزک خانم با کی اینقد با موبایلتون صحبت میکنین !!! .... بالاخره منم که دیگه میخواستم بپیچونمشون گفتم بیاین ورق بازی کنیم.... و بین بازی ها حُکم رو انتخاب کردیم ... !!! هر وقت من حاکم میشدم ُ از شانس من تو دستم پر از پیک میشد ... تا میگفتم حکم پیک !!! دو تا داداشا قرمز میشدن ُ ریز ریز میخندیدن .... بالاخره آخره بازی گفتن:میدونین چیه کفشدوزک خانم ؟؟؟ پیک به دانمارکی معنی بدی میده.... میشه اونجای پسرا!!! ............... بماند که من تو بازی چند دست حاکم شدم ُ چقد پیک پیک کرده بودم ![]()
¤ رفتیــم سینما ... !!! فیلم حس پنهان !!! بـد نبود ... !!! ولی در راه خدا یکم این فیلم خرج برنداشته بود... هیچ جا از جلوه های ویژه استفاده نشده بود.... مثلا اگه یه جا ٬ صحنه ی تصادف بود...یهو فیلم قطع میشدُ و بقیه ش تو بیمارستان بود ...یعنی اصلا نمیدیدی ماشین به چی خورد......به کی خورد.............................فضای فیلم هم خیلی غمناک بود ...... !!! 
¤ داشتم با گُل پسر تلفنی صحبت میکردم .......
از اون ور داداشـش میگه : به کفشدوزک هم روز مـَرد رو تبریک بگو !!!
من :....
بعد گفت :خُ تو که تا الان تونستی گُل پسر رو تحمل کنی واسه خودت یه پا مـَردی دیگه...![]()
¤ خداپـــچ ![]()
¤ دریا شده مثه سالن مُد .... چه موهای میزان پيلي شده كه تو عروسيش ما اينجوريشو نميبينيم...
فچ كنين... زنــه٬ پشت و چتري ِ موهاش رو پوستيژ ميذاره مياد دريا ....!!!
موها بلا استثناء٬ همه سشوار و دستگاه كشيده ... خوشكل ... خوشتيپ...
با يه سيگار و فندك تو دستشون !!! يعني واقعني سيگار توي اون هواي گرم و آفتاب ۹۰ درجه ي وحشتناك ، ميچسبه بهشون ؟؟.....
ملت خداييش خيلي سر خوشن...!![]()
¤ تو دریا من صورتم رو ضد آفتاب زدم که همه جام به غیر از صورتم بسوزه ... چون صورتم لاغره٬احساس میکنم وقتی تیره میشه ٬دیگه خیلی ظریف جلوه میکنه.![]()
خیلی خوشکل وقتی از دریا اومدیم بیرون... هر کی منو میدید میگفت : وایییییی... کفشدوزک .. صورتت چقد برنزه شده!
¤ فامیلمون یه سگ داره ... که قصد فروشش رو داشت .... بیچاره٬ سگ بدبخت رو از این مغازه به اون مغازه میبرد که بفروشتش....
هر کی میدیدش میگفت : آقا٬ این سگ چرا اینقد زشته ... ؟؟
نشون به اون نشون که این سگ زشت هنوز روو دستش باد کرده ...
بالاخره اگه قصد خرید یه سگ ِ میمون رو دارین من در خدمتم ...![]()
¤ خداپچ !![]()
امروز صبح که از خواب بیدار شدی، نگاهت می کردم؛ و امیدوار بودم که با من حرف بزنی، حتی برای چند کلمه، نظرم را بپرسی یا برای اتفاق خوبی که دیروز در زندگی ات افتاد، از من تشکر کنی. اما متوجه شدم که خیلی مشغولی، مشغول انتخاب لباسی که می خواستی بپوشی.
رو تخت دراز كشيدم .... يه كاغذ بهم چشمك ميزنه...
خم ميشم... برش ميدارم.....
اونقد بي حوصله ام كه حتي ٬حس ِ گشتن واسه يه مدادِ تراشيده شده رو هم ندارم......
كشوي ميز آرايشم رو باز ميكنم ...!! يه مداد چشم بر ميدارم !!!
چند دقيقه بعد٬ رو كاغذم اين دخترك ظاهر ميشه ....!!!
ميگم ...؟؟ درسته كه ٬ هر نقّاشي اي ، الهام گرفته از حس و حاله ِ نقّاششه ؟؟؟؟
پس واسه همينه كه ،لبخند ِ اين بيچاره اينقد تلخ شده ..... !!!

¤ دوستم رو بعد از مدت ها ديدم ...
بهش ميگم شماره ت که عوض شده؟؟؟ پس شماره ي جديدت رو بده !!!
ميگه...خُ وايسا برات ميس كال بندازم . شماره م بيفته..آخه حفظ نيستم !!!
ميگم : آخه عزيز دلممم.... خيلي زشته آدم شماره خودش رو حفظ نباشه ![]()
ميگه: خُ ..من كه به خودم زنگ نميزنم تا شماره ش تو حافظه م بمونه 
من:![]()
¤رفته بودم خونه ي مادر بزرگم...برام آش ترش دُرُس كرده بود...
يهو پرستارش منُ ميبينه بهم ميگه:
کفشدورک جون٬اتفاقا منم عاشششششق آش ترشم...بيا با هم بريم تو يه خونـه زندگی کنیم
من: استغفرا... جلوي اين همه آدم منُ به چه كارايي دعوت ميكنه ![]()
¤ چند وقت بود این دکمه های تلفن خیلی سفت شده بود...
طوري كه٬ اگه ميخواستي يه شماره بگيري دچار سرطان انگشت ميشدي 
داداشم تلفن رو باز کرد که درست کنه.گفت: کفشدوزک؟؟ الکل داری؟؟
گفتم نه !!! گفت :پس یه عطری که نمیخوای رو بده من تا اینو تمیز کنم...
منم یکی از عطرامو که بوش خیلی دلم رو زده بودُ بوی مربای البالو میدادُ از بوش سردرد میشدم رو دادم!!! ...
نشون به نشون که هر وقت تلفن به دست میشم باید بوش رو تحمل کنم
¤اينجا يه سيرك برگزار شده بود.كه متاسفانه يه بچه خرس
از سیرک دزديده ميشه !
چند وقت بعد دزده پيدا ميشه ...
ازش ميپرسن چرا بچه خرس رو دزديدي؟؟
ميگه: آخه برادر زاده م چند وقت پيش گفته بود براش شاسخين بخرم..
اين خرس رو كه ديد گفت عمو...اين هم خوبه... شبيه شاسخينه...
منم دلم نيومد دل بچه رو بشكونم...
ای خـدااا ... مَــردم خُـل شدن 

¤ خداپــچ !!!
