تبليغاتX
کفشدوزک بدون کفش - این عنـوان هم چیزه مزخرفیه هااااا :دییییییی !!!
تنها خوبیست که می ماند !
 

کامنتدونیم خراب است آیا ؟!!

 

¤خاله ي مامانم افتاد زمين و كتفش شكست ....
واسه عيادت كه ميخواستيم بريم خونه شون، بابا گفت كه چي بگيريم؟؟ آب ميوه و كمپوت خوبه؟؟
مامان گفت : واي..نه...اينقد تو بيمارستان براش آبميوه و كمپوت اومده كه تا 1سال هم بخوره باز تموم نميشه....جلوي ميوه فروشي بمون تا چندكيلو مــوز بگيرم....

بالاخره رفتيم عيادت و مــوز ها رو تحويل داديم‌ !!!
وقتي موزها رو ديدن يه خنده ي مشكوكي كردن.... ما هم بی تفاوت نشستیم !!!Chef
بعد كه نشستيم يه نفر ديگه هم اومد عيادت...تو دست اونم يه عالمه موز بود.......
كم كم كه داشتيم صحبت ميكرديم فهميديم قبل ما هم يكي اومده بود و باز موز آورده بود....
 
غروب خونه ي خاله م بوديم داشتيم صحبت ميكرديم باز حرف ِ همين موزها شد....
قيافه ي خاله م ديدني بود ... آخه خاله هم صبح كه رفته بود عيادت ، واسشون مـوز خريده بود

 

 


¤مامانم ميگه: اههه... از دست اين فيلماي تلويزيون...همش غم و غصه و طلاق و جنگ و دعوا !!
من ميگم : آخه مامان جونم...اينا كه نميتونن لاو لاوي و عشقولانه و بغل و بوس و لبخند و نگاه گرم رو نشون بدن... خُ بيچاره مجــبوووووورن ...مجبـــوررررر

 

 


¤داداشم چند وقت پيش برام كارت اينترنت خريد...بعد منم هي غرغر كردم چرا واسه من 2 ساعته خريدي ، واسه خودت 15 ساعته... اصلا چرا اين كارت رو خريدي؟؟ اصلا خوب نيست...همش اشغال ميزنه و سرعتش پايينه و اینا .... !!!!

نميدونم خدا دلش به حال داداشم سوخت يا من ؟... ولي نشون به اون نشون كه من از يه كارته 2 ساعته ،‌بيشتر از 20 ساعت استفاده كردم و هنوز تموم نشده ....
يك حاليييييييييييييي ميدههههههه

 

 


هوا به طرز افتضاحي گرمه... ميگم گرم ..ميشنوياااااااا... شرجي !!! اصلا  خيلي بدفُرم‌ ِ !!!
خداييش تو مرداد ،شمال نياين .... به خاطر خودتون ميگم.... خُ‌ هلاك ميشين !!!

حالا تو اين گرما هلك هلك پاشديم رفتيم سينما !!!‌اونم فيلم انعكاس !!!
بهتره در مورده فيلم صحبت نكنم !!!  نه ... بهم بگين كي گفته بود اين فيلم تعليق داره؟؟؟
كل فيلم از اولش معلوم بود.... كجاي فيلم ذهن آدم رو مشغول ميكرد؟؟؟
آخرش هم كه از فيلماي هندي ،هندي تر بود....
ميدونين ... آخه آدم از يه فيلمي تعريف زيادي ميشنوه انتظارش بالا ميره....
واسه همين من از اول تا آخر فيلم دنبال يه چيزه غير منتظره ميگشتم....

راستي، يهوووووووووو وسط فيلم برق رفت... فچ كن !!!‌همه جا تاريك ِ تاريك واسه چند لحظه ....
خيلي جالبناك بود...
هي هي...اون فكر منحرفت رو راست كن...من همراه خانواده بودم...گناه مردم رو ننداز گردن من!!!

داشتم ميگفتم ... هيچي ديگه ... كل فيلم ما داشتيم خودمون رو باد ميزديم...
چون برق نميكشيد و كولر ها خاموش بود....... بوی گند عرق تمام سینما رو پر کرده بود !
اگه دلتون سونا خواست 1200تومن پول بدين هم فيلم ببينين و هم چند كيلويي وزن كم كنين !!!
واييييييي.... من ديگه غلط بكنم تو تابستون برم سينما !!!

پ.ن : اگه چند روز بعد اومدم گفتم كه رفتم سينما فيلم هميشه پاي يه زن در ميان است ،‌شما بشنو  و  باور نكن.....

 

 


¤توو كاسه يكم فلفل ريخته بود ...منم خواستم فلفل ها از توش بياد بيرون...محكم فوووت كردم....
فلفل ها هم با حركتي بس ناجوانمردانه رفتن تو چشمم....
خُ‌ الان چشام ميسوزه و مي اشكه !!!
خداپــچ

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 1 AM  توسط نانویسنده  |